<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</title>
		<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>برای انسانیت</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/برای-انسانیت</link>
			<pubDate>01:09:00 +0430 جمعه، 17 فروردین 1403</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">1660002@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/mobile/image.jpeg?mtime=1712263164&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/mobile/image.jpeg?mtime=1712263164&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-392299 alignnone size-full&quot; width=&quot;984&quot; height=&quot;1026&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
​#به_قلم_خودم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#انشاء_قاصدک&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برای انسانیت&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اصلا؛ فرض بر اینکه؛ نه دینی است نه خدایی!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید تصور کنیم همه‌ی ما به یک آن به زمین فرود آمدیم بی هیچ؛ عامل و معلولی!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید به این فکر کنیم زمین فقط؛ یک اسم دارد آن هم سرزمین حیات !&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید برگردیم به شش هزار سال قبل، همان روزهایی که‌؛ همه‌ی زمین یک کشور بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید برگردیم به اولین روز تاریخ زمینی شدن انسا‌ن‌ها!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید بی خیال سبز و سیاه و زرد و&amp;#8230; تمدن حکومت‌ها بشویم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید همه کوچ کنیم به سرزمین قبل از تمدن‌ها!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اصلا؛ بیایید با هم برویم به کشور خودمان، به سرزمین دور از جنگ و کُشت و کشتارها، همانجایی که؛ همه‌ به آنجا تعلق داریم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گور پدر جنگ و خونریزی و صلح دروغین و شعار و وعده و وعیدهای صدمن یک غاز آن‌هایی که؛ از سرزمین شر آمدند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیایید برگردیم به سرزمین خودمان، سرزمین انسانیت ! همان سرزمین حیات بخش و پر از وعده‌هایِ پر خیر و برکت!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وعده‌هایی که؛ به انسان روح می‌بخشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وعده‌ایی از جنس وعده‌های آسمانی.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همان وعده‌هایی که؛ محال است در آن خلف وعده شود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;فردا الوعده وفاست. به حکم:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ان الله لا یخلف المیعاد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مردم عالم! یک فردا را اقتدا کنیم به جمله‌ی ارباب دو عالم مولا ابا عبدالله الحسین علیه السلام که؛ می‌فرمایند:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید،لااقل در دنیای خود آزاده باشید.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مطمئن باشید در هیچ خیری، شر نیست.&lt;br /&gt;
پی نوشت:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مذهب مردم فلسطین برام خیلی مهمه، اما؛ به مولایم امیرالمؤمنان علی علیه السلام اقتدا می‌کنم و فردا رو به حمایت از مظلومیتشون می‌رم بلکه؛ در آینده در نسلشون شیعه‌ای متولد شد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/برای-انسانیت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/mobile/image.jpeg?mtime=1712263164"><img src="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/mobile/image.jpeg?mtime=1712263164" alt="" class="wp-image-392299 alignnone size-full" width="984" height="1026" /></a><br />
​#به_قلم_خودم</p>

<p>#انشاء_قاصدک</p>

<p>برای انسانیت&nbsp;</p>

<p>اصلا؛ فرض بر اینکه؛ نه دینی است نه خدایی!&nbsp;</p>

<p>بیایید تصور کنیم همه‌ی ما به یک آن به زمین فرود آمدیم بی هیچ؛ عامل و معلولی!</p>

<p>بیایید به این فکر کنیم زمین فقط؛ یک اسم دارد آن هم سرزمین حیات !&nbsp;</p>

<p>بیایید برگردیم به شش هزار سال قبل، همان روزهایی که‌؛ همه‌ی زمین یک کشور بود.&nbsp;</p>

<p>بیایید برگردیم به اولین روز تاریخ زمینی شدن انسا‌ن‌ها!&nbsp;</p>

<p>بیایید بی خیال سبز و سیاه و زرد و&#8230; تمدن حکومت‌ها بشویم.&nbsp;</p>

<p>بیایید همه کوچ کنیم به سرزمین قبل از تمدن‌ها!&nbsp;</p>

<p>اصلا؛ بیایید با هم برویم به کشور خودمان، به سرزمین دور از جنگ و کُشت و کشتارها، همانجایی که؛ همه‌ به آنجا تعلق داریم.&nbsp;</p>

<p>گور پدر جنگ و خونریزی و صلح دروغین و شعار و وعده و وعیدهای صدمن یک غاز آن‌هایی که؛ از سرزمین شر آمدند.&nbsp;</p>

<p>بیایید برگردیم به سرزمین خودمان، سرزمین انسانیت ! همان سرزمین حیات بخش و پر از وعده‌هایِ پر خیر و برکت!&nbsp;</p>

<p>وعده‌هایی که؛ به انسان روح می‌بخشد.&nbsp;</p>

<p>وعده‌ایی از جنس وعده‌های آسمانی.&nbsp;</p>

<p>همان وعده‌هایی که؛ محال است در آن خلف وعده شود.&nbsp;</p>

<p>فردا الوعده وفاست. به حکم:</p>

<p>ان الله لا یخلف المیعاد&nbsp;</p>

<p>مردم عالم! یک فردا را اقتدا کنیم به جمله‌ی ارباب دو عالم مولا ابا عبدالله الحسین علیه السلام که؛ می‌فرمایند:&nbsp;</p>

<p>اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید،لااقل در دنیای خود آزاده باشید.&nbsp;</p>

<p>مطمئن باشید در هیچ خیری، شر نیست.<br />
پی نوشت:</p>

<p>مذهب مردم فلسطین برام خیلی مهمه، اما؛ به مولایم امیرالمؤمنان علی علیه السلام اقتدا می‌کنم و فردا رو به حمایت از مظلومیتشون می‌رم بلکه؛ در آینده در نسلشون شیعه‌ای متولد شد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/برای-انسانیت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/برای-انسانیت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1660002</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شکایت از حوزه علمیه </title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/title-12888</link>
			<pubDate>10:10:00 +0430 یکشنبه، 15 مرداد 1402</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">1639535@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​#به_قلم_خودم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#انشاء_قاصدک&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سلام علیکم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این متن یک نامه یا صرفا درخواست نیست. بلکه *درخواست توأم با شکایت* از اساتید برخی از حوزه های خواهران می باشد. که به جای پاسخگویی به شبهاتی که از طریق جامعه بر ذهن طلبه منتقل می شود. وی را با رفتار و منش کودکانه سرکوب و&amp;nbsp; تحقیر نموده و تخریب شخصیت می نمایند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;باشد که ان شاء الله موضوع از ناحیه مسول مربوطه پیگیری و جامه اصلاح پوشانده شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;﷽&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;*ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ*&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر در سیره و تاریخ حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام تاملی نماییم، خواهیم دریافت که روش هدایتی ایشان نه تجبر بوده و نه تحکم! بلکه حتی با دشمنان و مخالفین خود از *روش اقناعی* استفاده می نموده اند و سعی در بیدار کردن عقول آنان داشته اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر تاریخ حیات مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام را مورد تحقیق قرار دهیم. مشاهده خواهیم نمود که؛ ایشان چه در زمان خانه نشینی و چه در زمان خلافت ظاهری با مخالفین بحث و گفتگو می نمودند و با این روش سعی در اصلاح فکری آنان و اثبات حق خودشان می نمودند!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر تاریخ حیات امام صادق علیه السلام را مطالعه نماییم. خواهیم دید که؛ ایشان حتی, با امثال ابن ابی العوجاء ها و دیصانی ها که ملحد بودند و نه فقط خلاف &amp;#8211;*&amp;lt;ما انزل الله&amp;gt;* بلکه *خلاف عقل سلیم بشر* رای و تفکر داشته اند نیز با روش بحث و مناظره برخورد می نمودند نه با تحکم و تجبر!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آری همه حجت های خدا اینگونه بوده اند. چنانکه؛ خدایشان در آیه ی فوق بدین راه دستور داده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;البته؛ منکر جهاد و قتال و برخورد جبری نیستیم که؛ منکر آن منکر مص صریح آیات و روایات است. اما؛ باید دانست که&amp;nbsp; &amp;nbsp;*جایگاه جهاد بعد از اتمام حجت و بحث و نظر است. و آن هم با منحرفِ خارج از دین و خارج بر امام!*&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حال آنکه؛ از دیرباز و در حوزه های درس و بحث شاگردان امام صادق علیه السلام و به تبعیت از امام شان جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، باب بحث و نظر باز و روش آزاد اندیشی و نقد و نظر مودبانه و البته علمی! حتی شاگرد نسبت به استاد و طلبه ی نوپا نسبت به مبانی بزرگان علمی اشکال و نقد علمی مطرح می نمودند و نه فقط تقبیح و توبیخ نشده بلکه تشویق و تمجید هم می شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و بر خلاف مسیر انحرافی علمای مخالفین که از ابتدا دست به تکفیر و توبیخ و تحقیرشان&amp;nbsp; باز و گشاده بود و هرچه خالی از دلیل و مبنا بودند بر شدت تکفیر و&amp;#8230; می افزودند،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما؛ حوزه های علمی شاگردان امام صادق علیه السلام دستشان از دلیل پر و خیالشان از مبانی حق خود راحت و به علت پشتوانه ی عقل و فطرت، با آغوش باز به مجالس بحث و نظر با مخالفین می رفتند. و با حذر از تکفیر و عجله در حکم به اعدام و ارتداد و خروج از دین، دلسوزانه سعی در هدایت داشتند، زیرا مبنا در دست و دلیل در زبان داشتند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;با این احوال و این پشتوانه ی تاریخی و ادله ی قرآنی و روایی و عقلی و نقلی و فطری! برخی از اهل فکر و نظر و اهالی حوزه های علمیه را چه شده که بر تخت تحکم و تجبر تکیه زده و برخلاف قرآن نه *&amp;lt;یستمعون القول&amp;gt;* اند نه *&amp;lt;اهل حکمت و موعظه و جدال&amp;gt;* !؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بلکه تنها خود را حق می دانند و بقیه را باطل و خود را مومن می دانند و بقیه را فاسق و خود را حکیم می دانند و بقیه را حمیر!!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آیا این تحکم و تجبر نشان از غرور علمی است؟ یا خدایی ناکرده دست شان از دلیل و مبنا خالی است و برای حفظ آبرو دست پیش گرفته بنا بر تحقیر مخالف می گذارند؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به هر حال، ما دانش آموزان کلاس درس عظیم جعفری علیه السلام با استنان به سنت و سیره ایشان از همه ی اهل فکر و نظر دعوت می نماییم که؛ به فرموده ی رهبر معظم انقلاب کرسی های آزاد اندیشی برگزار نموده و موارد اختلافی را با بحث و نظر حل نمایند، باشد که رضایت مولا و امام غریب مان مهدی صاحب زمان علیه السلام همراه مان باشد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/title-12888&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​#به_قلم_خودم&nbsp;</p>

<p>#انشاء_قاصدک&nbsp;</p>

<p>سلام علیکم</p>

<p>این متن یک نامه یا صرفا درخواست نیست. بلکه *درخواست توأم با شکایت* از اساتید برخی از حوزه های خواهران می باشد. که به جای پاسخگویی به شبهاتی که از طریق جامعه بر ذهن طلبه منتقل می شود. وی را با رفتار و منش کودکانه سرکوب و&nbsp; تحقیر نموده و تخریب شخصیت می نمایند.</p>

<p>باشد که ان شاء الله موضوع از ناحیه مسول مربوطه پیگیری و جامه اصلاح پوشانده شود.</p>

<p>﷽</p>

<p>*ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ*&nbsp;</p>

<p>اگر در سیره و تاریخ حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام تاملی نماییم، خواهیم دریافت که روش هدایتی ایشان نه تجبر بوده و نه تحکم! بلکه حتی با دشمنان و مخالفین خود از *روش اقناعی* استفاده می نموده اند و سعی در بیدار کردن عقول آنان داشته اند.</p>

<p>اگر تاریخ حیات مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام را مورد تحقیق قرار دهیم. مشاهده خواهیم نمود که؛ ایشان چه در زمان خانه نشینی و چه در زمان خلافت ظاهری با مخالفین بحث و گفتگو می نمودند و با این روش سعی در اصلاح فکری آنان و اثبات حق خودشان می نمودند!</p>

<p>اگر تاریخ حیات امام صادق علیه السلام را مطالعه نماییم. خواهیم دید که؛ ایشان حتی, با امثال ابن ابی العوجاء ها و دیصانی ها که ملحد بودند و نه فقط خلاف &#8211;*&lt;ما انزل الله&gt;* بلکه *خلاف عقل سلیم بشر* رای و تفکر داشته اند نیز با روش بحث و مناظره برخورد می نمودند نه با تحکم و تجبر!</p>

<p>آری همه حجت های خدا اینگونه بوده اند. چنانکه؛ خدایشان در آیه ی فوق بدین راه دستور داده است.</p>

<p>البته؛ منکر جهاد و قتال و برخورد جبری نیستیم که؛ منکر آن منکر مص صریح آیات و روایات است. اما؛ باید دانست که&nbsp; &nbsp;*جایگاه جهاد بعد از اتمام حجت و بحث و نظر است. و آن هم با منحرفِ خارج از دین و خارج بر امام!*</p>

<p>حال آنکه؛ از دیرباز و در حوزه های درس و بحث شاگردان امام صادق علیه السلام و به تبعیت از امام شان جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، باب بحث و نظر باز و روش آزاد اندیشی و نقد و نظر مودبانه و البته علمی! حتی شاگرد نسبت به استاد و طلبه ی نوپا نسبت به مبانی بزرگان علمی اشکال و نقد علمی مطرح می نمودند و نه فقط تقبیح و توبیخ نشده بلکه تشویق و تمجید هم می شدند.</p>

<p>و بر خلاف مسیر انحرافی علمای مخالفین که از ابتدا دست به تکفیر و توبیخ و تحقیرشان&nbsp; باز و گشاده بود و هرچه خالی از دلیل و مبنا بودند بر شدت تکفیر و&#8230; می افزودند،&nbsp;</p>

<p>اما؛ حوزه های علمی شاگردان امام صادق علیه السلام دستشان از دلیل پر و خیالشان از مبانی حق خود راحت و به علت پشتوانه ی عقل و فطرت، با آغوش باز به مجالس بحث و نظر با مخالفین می رفتند. و با حذر از تکفیر و عجله در حکم به اعدام و ارتداد و خروج از دین، دلسوزانه سعی در هدایت داشتند، زیرا مبنا در دست و دلیل در زبان داشتند.</p>

<p>با این احوال و این پشتوانه ی تاریخی و ادله ی قرآنی و روایی و عقلی و نقلی و فطری! برخی از اهل فکر و نظر و اهالی حوزه های علمیه را چه شده که بر تخت تحکم و تجبر تکیه زده و برخلاف قرآن نه *&lt;یستمعون القول&gt;* اند نه *&lt;اهل حکمت و موعظه و جدال&gt;* !؟</p>

<p>بلکه تنها خود را حق می دانند و بقیه را باطل و خود را مومن می دانند و بقیه را فاسق و خود را حکیم می دانند و بقیه را حمیر!!</p>

<p>آیا این تحکم و تجبر نشان از غرور علمی است؟ یا خدایی ناکرده دست شان از دلیل و مبنا خالی است و برای حفظ آبرو دست پیش گرفته بنا بر تحقیر مخالف می گذارند؟</p>

<p>به هر حال، ما دانش آموزان کلاس درس عظیم جعفری علیه السلام با استنان به سنت و سیره ایشان از همه ی اهل فکر و نظر دعوت می نماییم که؛ به فرموده ی رهبر معظم انقلاب کرسی های آزاد اندیشی برگزار نموده و موارد اختلافی را با بحث و نظر حل نمایند، باشد که رضایت مولا و امام غریب مان مهدی صاحب زمان علیه السلام همراه مان باشد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/title-12888">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/title-12888#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1639535</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>وعده‌ی صاحب بهار از بهار به خزان</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/وعده-ی-صاحب-بهار-از-بهار-به-خزان</link>
			<pubDate>19:54:00 +0430 جمعه، 1 اردیبهشت 1402</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">1630188@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​#به_قلم_خودم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#انشاء_قاصدک&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بارالها ! تو را سپاس که از دل شب نعمت سحر به مخلوقاتت عطا نمودی و عطر دل انگیز بهار رمضان را برایمان نعمت قرار دادی.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تو را شکر که بر قلب‌های دور از سایه‌ی الهی سبزه‌ی محبت معصوم علیه السلام را مُهر نمودی تا بدین راه؛ بر ریسمان رسیدن به تو راه جوییم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خداوندا! انسال هم در این وادی پر از وحشت هر ساله، نوری از جنس رسیدن به انوار الهی‌ات را روزیمان قرار دادی و دلهای بیقرار در قرارت‌؛ قرار رسیدن گرفتند و چه زود این رسیدن پایان یافت. چه زود گذشت این رحمت! و چه زود رخت سفر بست دل بیقرارمان در راه نرسیدن.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همیشه دلمان را باختیم به روزگار سرد گناه و امید به ماه پر فیض رمضان تنها راه گرم شدن فرصت‌ها.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و اکنون؛ که به پایان بهار امسال رسیدیم از تو درخواست می‌کنیم که قرار بیقراریمان را برقرارِ دل صاحب عصرها گره بزنی و تاب استقامت از دوری را برکَنی و بالاترین نعمت‌هایت، ظهور رحمتت را بر ما رقم بزنی و بیش از پیش غرق در انوار الطافت قرارمان دهی.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و اکنون؛ ما در پیِ عادت هر روزه تو را می‌خوانیم و دلِ قنج زده از عطر محبتت را بر دلمان وعده داده‌ایم و ای کاش که پایان بگیرد این لحظات جدایی از یار! وعده‌ای که خودت فرمودی:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هُوَ الَّذِی أَرْ‌سَلَ رَ‌سُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَ‌هُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِ‌هَ الْمُشْرِ‌کُونَ&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/وعده-ی-صاحب-بهار-از-بهار-به-خزان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​#به_قلم_خودم&nbsp;</p>

<p>#انشاء_قاصدک&nbsp;</p>

<p>بارالها ! تو را سپاس که از دل شب نعمت سحر به مخلوقاتت عطا نمودی و عطر دل انگیز بهار رمضان را برایمان نعمت قرار دادی.&nbsp;</p>

<p>تو را شکر که بر قلب‌های دور از سایه‌ی الهی سبزه‌ی محبت معصوم علیه السلام را مُهر نمودی تا بدین راه؛ بر ریسمان رسیدن به تو راه جوییم.&nbsp;</p>

<p>خداوندا! انسال هم در این وادی پر از وحشت هر ساله، نوری از جنس رسیدن به انوار الهی‌ات را روزیمان قرار دادی و دلهای بیقرار در قرارت‌؛ قرار رسیدن گرفتند و چه زود این رسیدن پایان یافت. چه زود گذشت این رحمت! و چه زود رخت سفر بست دل بیقرارمان در راه نرسیدن.&nbsp;</p>

<p>همیشه دلمان را باختیم به روزگار سرد گناه و امید به ماه پر فیض رمضان تنها راه گرم شدن فرصت‌ها.&nbsp;</p>

<p>و اکنون؛ که به پایان بهار امسال رسیدیم از تو درخواست می‌کنیم که قرار بیقراریمان را برقرارِ دل صاحب عصرها گره بزنی و تاب استقامت از دوری را برکَنی و بالاترین نعمت‌هایت، ظهور رحمتت را بر ما رقم بزنی و بیش از پیش غرق در انوار الطافت قرارمان دهی.&nbsp;</p>

<p>و اکنون؛ ما در پیِ عادت هر روزه تو را می‌خوانیم و دلِ قنج زده از عطر محبتت را بر دلمان وعده داده‌ایم و ای کاش که پایان بگیرد این لحظات جدایی از یار! وعده‌ای که خودت فرمودی:</p>

<p>هُوَ الَّذِی أَرْ‌سَلَ رَ‌سُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَ‌هُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِ‌هَ الْمُشْرِ‌کُونَ</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/وعده-ی-صاحب-بهار-از-بهار-به-خزان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/وعده-ی-صاحب-بهار-از-بهار-به-خزان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1630188</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>رمضان امسال هم بی فرج گذشت.</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/رمضان-امسال-هم-بی-فرج-گذشت</link>
			<pubDate>12:07:00 +0430 شنبه، 3 خرداد 1399</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">1000440@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9&quot;&gt;#انشاء_قاصدک&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;رمضان امسال هم بی فرج گذشت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; چند نفر شب بیست و سوم امسال ماه رمضان منتظر ظهور بودند؟&lt;br /&gt; آن‌هایی که یادتان به این روایت بود:&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;color: #99cc00;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;بر اساس روایاتی، امام زمان(عج) در بیست و سوم ماه رمضان ظهور می‌کند و آن‌گاه پس از آن که یارانش به 10 هزار نفر رسید، در روز عاشورا قیام کرده و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌نماید. مقارن قیام آن حضرت، جبرئیل مردم جهان را به بیعت و پیروی از وی فرامی‌خواند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; وقتی برای ظهور دعا کردید نیتتان از فرج چه بود؟&lt;br /&gt; تشنگی و گرسنگی روزهای پی در پی با امید سیر و سیرآب شدن شب‌های پرخوری به سر شد اما؛&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;آه از دلی که به هوای انتظار غایب شد و کنج آن شکاف شکسته‌اش خون گریه کرد و گفت امان از انتظار.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; رمضان امسال هم با همه کنش‌ها و واکنش‌هایش گذشت. اما؛ نه طعم یتیمی را چشیدیم و نه سر گرسنه بر زمین گذاشتن را تجربه کردیم.&lt;br /&gt; چقدر روحمان به این فقر نیاز داشت. کاش ما هم همچون یتیمان عرب نیازمند بودیم به دستان پر مهر پدری که خود نیازمند دعای من و توست.&lt;br /&gt; امسال که هیچ اگر 100 سال دیگر بگذرد و هنوز نیازمند نباشی انتظار برای چشم‌های منتظرت بی معناست.&lt;br /&gt; گریه امانت ندهد ولی فقط همان لحظه را با اشک طی کنی بی معناست. چرا که هر لحظه باید فقیر بودنت جلوه کند.&lt;br /&gt; شیعه عزیز فقیران و یتیمان واقعی جهان من و توییم که بی ولی و سر پرست در وادی دنیا رهاشدیم. تا من و تو ما نشویم وعده الهی محقق نمی‌شود. ظهور نزدیک است به شرط وفای من و تو.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;پی نوشت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;: &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;آدرس روایت: علامه مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج52، ص 297، ح 56;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; کورانی، معجم احادیث الامام المهدی علیه‌السلام1411ق، ج3، ج 3، ص 489، ح 1060&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/رمضان-امسال-هم-بی-فرج-گذشت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85">#به_قلم_خودم</a><br /> <a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9">#انشاء_قاصدک</a><br /> <strong>رمضان امسال هم بی فرج گذشت</strong><strong>. </strong></p>
<p><br /> چند نفر شب بیست و سوم امسال ماه رمضان منتظر ظهور بودند؟<br /> آن‌هایی که یادتان به این روایت بود:<br /> <span style="color: #99cc00;"><span style="color: #008000;"><strong>بر اساس روایاتی، امام زمان(عج) در بیست و سوم ماه رمضان ظهور می‌کند و آن‌گاه پس از آن که یارانش به 10 هزار نفر رسید، در روز عاشورا قیام کرده و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌نماید. مقارن قیام آن حضرت، جبرئیل مردم جهان را به بیعت و پیروی از وی فرامی‌خواند</strong></span><strong><span style="color: #008000;">.</span> </strong></span><br /> وقتی برای ظهور دعا کردید نیتتان از فرج چه بود؟<br /> تشنگی و گرسنگی روزهای پی در پی با امید سیر و سیرآب شدن شب‌های پرخوری به سر شد اما؛<br /> <span style="color: #0000ff;">آه از دلی که به هوای انتظار غایب شد و کنج آن شکاف شکسته‌اش خون گریه کرد و گفت امان از انتظار.</span><br /> رمضان امسال هم با همه کنش‌ها و واکنش‌هایش گذشت. اما؛ نه طعم یتیمی را چشیدیم و نه سر گرسنه بر زمین گذاشتن را تجربه کردیم.<br /> چقدر روحمان به این فقر نیاز داشت. کاش ما هم همچون یتیمان عرب نیازمند بودیم به دستان پر مهر پدری که خود نیازمند دعای من و توست.<br /> امسال که هیچ اگر 100 سال دیگر بگذرد و هنوز نیازمند نباشی انتظار برای چشم‌های منتظرت بی معناست.<br /> گریه امانت ندهد ولی فقط همان لحظه را با اشک طی کنی بی معناست. چرا که هر لحظه باید فقیر بودنت جلوه کند.<br /> شیعه عزیز فقیران و یتیمان واقعی جهان من و توییم که بی ولی و سر پرست در وادی دنیا رهاشدیم. تا من و تو ما نشویم وعده الهی محقق نمی‌شود. ظهور نزدیک است به شرط وفای من و تو.<br /> <br /> <strong>پی نوشت</strong><strong>: </strong><br /> <strong>آدرس روایت: علامه مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج52، ص 297، ح 56;</strong></p>
<p><strong> کورانی، معجم احادیث الامام المهدی علیه‌السلام1411ق، ج3، ج 3، ص 489، ح 1060</strong><strong>. </strong></p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/رمضان-امسال-هم-بی-فرج-گذشت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/رمضان-امسال-هم-بی-فرج-گذشت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1000440</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نماز جمعه امسال بی سردار!</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3</link>
			<pubDate>13:17:00 +0330 یکشنبه، 6 بهمن 1398</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">883121@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883121/1579206489_-_-_-15.jpg?mtime=1580033484&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p883121]&quot; id=&quot;link_55373&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;نماز جمعه امسال بی سردار!&quot; src=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883121/_evocache/1579206489_-_-_-15.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580033484&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D9%81%D8%A7%D8%AA%D8%AD%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7&quot;&gt;#فاتح‌دلها&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; حاج احمد را فاتح خرمشهر نامیدی و از خودت چیزی نگفتی!&lt;br /&gt; عکست را روی دیوار اتاقم کنار عکس شهید حججی چسباندم. قبلا فکر می‌کردم داغی بالاتر از شهادت شهید حججی بر دلم تا ابد نخواهد ماند. ولی وقتی صبح جمعه بی تابی دلم را دیدم که دل‌دل کنان به چشمانم التماس می‌کرد نخواب و اصرار داشت دعای ندبه آن روز را از تلویزیون بخوانم فهمیدم دلم به دلت راه دارد سردار! &lt;br /&gt; دعای ندبه بخوان نبودم! چه شده که امروز دلم بی تاب است؟ روشن شدن تلویزیون یک آن و تیره شدن چشمانم آنی دیگر&amp;#8230; باور نمی‌کردم.&lt;br /&gt; تنها جمله‌ای که به زبانم گشت این بود: &lt;strong&gt;رهبرم تنها شد! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; جان جانان امروز جای نگاه نافذت بر بدخواهان امام ولایت بسیار خالی بود!&amp;#8230;&lt;br /&gt; حاج قاسم! اگر حاج احمد فاتح خرمشهر شد تو &lt;strong&gt;فاتح دلها شدی! &lt;/strong&gt;فتحت تا ابد مبارک.&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3#more883121&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883121/1579206489_-_-_-15.jpg?mtime=1580033484" target="_blank" rel="lightbox[p883121]" id="link_55373"><img alt="نماز جمعه امسال بی سردار!" src="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883121/_evocache/1579206489_-_-_-15.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580033484" width="320" height="320" class="loadimg" /></a></div></div><p><a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85">#به_قلم_خودم</a><br /> <a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D9%81%D8%A7%D8%AA%D8%AD%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7">#فاتح‌دلها</a><br /> حاج احمد را فاتح خرمشهر نامیدی و از خودت چیزی نگفتی!<br /> عکست را روی دیوار اتاقم کنار عکس شهید حججی چسباندم. قبلا فکر می‌کردم داغی بالاتر از شهادت شهید حججی بر دلم تا ابد نخواهد ماند. ولی وقتی صبح جمعه بی تابی دلم را دیدم که دل‌دل کنان به چشمانم التماس می‌کرد نخواب و اصرار داشت دعای ندبه آن روز را از تلویزیون بخوانم فهمیدم دلم به دلت راه دارد سردار! <br /> دعای ندبه بخوان نبودم! چه شده که امروز دلم بی تاب است؟ روشن شدن تلویزیون یک آن و تیره شدن چشمانم آنی دیگر&#8230; باور نمی‌کردم.<br /> تنها جمله‌ای که به زبانم گشت این بود: <strong>رهبرم تنها شد! </strong><br /> جان جانان امروز جای نگاه نافذت بر بدخواهان امام ولایت بسیار خالی بود!&#8230;<br /> حاج قاسم! اگر حاج احمد فاتح خرمشهر شد تو <strong>فاتح دلها شدی! </strong>فتحت تا ابد مبارک.</p><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3#more883121">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/خداحافظ-سردار-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=883121</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>منافق اسفل السافلین است و بس!</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/منافق-اسفل-السافلین-است-و-بس</link>
			<pubDate>13:14:00 +0330 یکشنبه، 6 بهمن 1398</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">883119@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883119/1579698328_.jpg?mtime=1580031949&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p883119]&quot; id=&quot;link_55368&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;منافق اسفل السافلین است و بس!&quot; src=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883119/_evocache/1579698328_.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031949&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;229&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE&quot;&gt;#ایستگاه_تاریخ&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; &lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9&quot;&gt;#انشاء_قاصدک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; وقتی خبرشهادت سردار سلیمانی و ابومهدی الهمندس در سرتاسر جهان اوج گرفت سیاستمدار اسبق عراقی عزت الشابندر در صفحه اش نوشت: &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;زمانی که می‌بینی سگ‌ها و کفتارها خوشحالند و شادی می‌کنند، بدان که شیری جان داده است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; امروز که داشتم خبر شهادت فرمانده بسیج دارخوین شادگان را در اینترنت جستجو میکردم دیدم که سگها و کفتارها در صفحه شخصی خود و یا حتی در زیر پست دیگر کاربران چه هلهله و شادی سر داده اند.&lt;br /&gt; منافقانی که امثال سردار حاج قاسم سلیمانی و عبدالحسین مجدمی را خائن و جزء سپاه زور میخوانند. چنان بد گفته و نوشته بودند که توانستم با تمام وجودم معنای منافق بی چشم و رو را درک کنم و سوزش کلامشان را بر دل داغدار خانواده شهداء بیش از پیش بر قلبم احساس کنم و با انگیزه ای قوی‍تر مشتاق نابودیشان شوم.&lt;br /&gt; منافق همان اسفل السافلینیست که همتا ندارد.&lt;br /&gt; مرگ بر منافق&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/منافق-اسفل-السافلین-است-و-بس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883119/1579698328_.jpg?mtime=1580031949" target="_blank" rel="lightbox[p883119]" id="link_55368"><img alt="منافق اسفل السافلین است و بس!" src="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883119/_evocache/1579698328_.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031949" width="320" height="229" class="loadimg" /></a></div></div><p><a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE">#ایستگاه_تاریخ</a> <br /> <a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9">#انشاء_قاصدک</a> <br /> وقتی خبرشهادت سردار سلیمانی و ابومهدی الهمندس در سرتاسر جهان اوج گرفت سیاستمدار اسبق عراقی عزت الشابندر در صفحه اش نوشت: <br /> <strong>زمانی که می‌بینی سگ‌ها و کفتارها خوشحالند و شادی می‌کنند، بدان که شیری جان داده است</strong><strong>. </strong><br /> <br /> امروز که داشتم خبر شهادت فرمانده بسیج دارخوین شادگان را در اینترنت جستجو میکردم دیدم که سگها و کفتارها در صفحه شخصی خود و یا حتی در زیر پست دیگر کاربران چه هلهله و شادی سر داده اند.<br /> منافقانی که امثال سردار حاج قاسم سلیمانی و عبدالحسین مجدمی را خائن و جزء سپاه زور میخوانند. چنان بد گفته و نوشته بودند که توانستم با تمام وجودم معنای منافق بی چشم و رو را درک کنم و سوزش کلامشان را بر دل داغدار خانواده شهداء بیش از پیش بر قلبم احساس کنم و با انگیزه ای قوی‍تر مشتاق نابودیشان شوم.<br /> منافق همان اسفل السافلینیست که همتا ندارد.<br /> مرگ بر منافق</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/منافق-اسفل-السافلین-است-و-بس">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/منافق-اسفل-السافلین-است-و-بس#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=883119</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>قصه یاس را از پسرش بپرس</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/قصه-یاس-و-را-از-پسرش-بپرس</link>
			<pubDate>13:10:00 +0330 یکشنبه، 6 بهمن 1398</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">883118@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883118/5486344_217.jpg?mtime=1580031709&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p883118]&quot; id=&quot;link_55367&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;قصه یاس را از پسرش بپرس&quot; src=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883118/_evocache/5486344_217.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031709&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;210&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href=&quot;https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9&quot;&gt;#انشاء_قاصدک&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;قصه یاس را از پسرش بپرس &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; یکی از نعمت‌های که خداوند عزوجل به انسان ارزانی داشته فراموشیست. اگر فراموشی نبود مصیبت‌های که بر اثر گاه بلا گاه نکبت به انسان وارد می‌شد هر لحظه تازه می‌شد و صبر بر آن مشکل می‌شد. &lt;br /&gt; بعضی بی خردان و سودجویان برای نفع بردن از این خصلت انسان دست روی اعتقادات شیعه می‌گذارند و آنها را مرتد و بی دین می‌نامند. فقط به این دلیل که بر مصیبت‌های چند صد سال پیش معصوم‌&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; اشک می‌ریزند و مویه می‌کنند.&lt;br /&gt; با ایرادی که به شیعه گرفته می‌شود شاید برای هر کسی این سؤال پیش بیاید که اگر فراموشی برای انسان است پس چرا مصیبت‌‌های معصومین‌&quot;علیها‌السلام&amp;#8221; هر سال از قبل تازه‌تر و جانگدازتر می‌شود؟ جواب این سؤال در آیه 6 سوره مبارکه اعلی نهفته است: &lt;strong&gt;سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى: ما تو را به قرائت درست وامى‌داریم، پس فراموش نخواهى کرد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پیامبر&quot;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;#8221; که هر چه دارد از وحى است، نگران فراموش کردن آن در آینده بود که خداوند به او وعده عدم فراموشى داد و به این صورت از خطر نسیان در امان ماند. معصوم‌&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; چون ادامه رو راه پیامبر&quot;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;#8221; می‌باشد این خصلت را از ایشان به ارث برده‌است.&lt;br /&gt; پس معصوم‌&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; با فراموشی بیگانه است. برای همین است که مصیبت‌های معصوم‌&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; هیچوقت کهنه نمی‌شوند و هر بار که از هر یک از مصیبت‌های این عزیزان سخن گفته می‌شود دل‌ محبینشان داغدار می‌شود گویی بیش از چند روز از وقوع مصیبت نمی‌گذرد. مثل مصیبت بانوی دو عالم حضرت‌فاطمه‌زهرا&quot;علیهاالسلام&quot;&amp;#8230; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در یکی از روزهای محرم بود که یکی دوستان کوثرنت مطلبی را نشر داد که برایم جای بسیار سؤال داشت. مطلب این بود:&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;امام‌حسن&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; در واقعه کوچه حضور نداشتند&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; در حالیکه ما بارها و بارها با شنیدن این مصیبت اشک ریختیم و دلمان به طپش افتاد. در همان روزها خواب عجیبی دیدم که گویی می‌خواست رد بر مطلب دوستمان چیزی را به من بفهماند در آن خواب دیدم:*(لطفا خواب را تعبیر نکنید)*&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; با دوستانم به سفر کربلا رفته‌بودیم. از امروز شهر مقدس کربلا همه چیز محیاتر و ساخته‌تر بود. بین‌الحرمین از اینی که هست باصفاتر و ایمن‌تر بود. گویی دوستانم را گم کرده‌بودم. در پی آنها بودم که هوس کردم کمی استراحت کنم. کنار تختی نشستم بانویی با چهره‌ای آفتاب خورده در کنارم نشست با هم هم صحبت شدیم خاطرم نیست چه می‌گفت ولی در حین صحبتش 2 حلقه فیروزه در کف دستش نشاند و سمت من گرفت. گفت مال تو! حلقه‌ها بسیار زیبا بود. دلم می‌خواست بردارم ولی؛ خجالت کشیدم. اینبار اصرار کرد و من هر دو حلقه را برداشتم و تشکر کردم. بعد بی مقدمه گفت: می‌خواهی قصه مادر را برایت بگویم؟ با تعجب گفتم: بله! به پشت سرش نگاه کرد. دیواره‌های بقیع نقش بست و روی دیوار جمله‌ای نوشت. دقیقا یادم نیست چه نوشت ولی خاطرم هست که نام بانو را بر دیوار حک کرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از خواب که بیدار شدم دغدغه ذهنم این بود آن خانم چه کسی بود؟ آن خواب چه تعبیری داشت؟ بعد از مدت‌ها که گذشت یادم به نوشته دوستمان افتاد که نوشته بود: امام‌حسن&quot;علیه‌السلام در واقعه کوچه نبودند. تعبیرم این بود: شاید آن خانم می‌خواست به من بفهماند وقتی روضه خوان می‌گوید فضه به مولاعلی&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; عرض کرد: همه را می‌توانم آرام کنم جز حسن&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; یعنی خاطره کوچه لحظه‌ای از چشمان اما‌م حسن&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; کنار نمی‌رفت. پس اگر در پی شنیدن داستان کوچه‌ای آن را از چشمان گریان امام‌حسن&quot;علیه‌السلام&amp;#8221; جویا شو.&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;التماس دعای فرج &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; ‌&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/قصه-یاس-و-را-از-پسرش-بپرس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883118/5486344_217.jpg?mtime=1580031709" target="_blank" rel="lightbox[p883118]" id="link_55367"><img alt="قصه یاس را از پسرش بپرس" src="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883118/_evocache/5486344_217.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031709" width="300" height="210" class="loadimg" /></a></div></div><p><a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85">#به_قلم_خودم</a><br /> <a href="https://kowsarnet.whc.ir/thewire/tag/%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%A1_%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A9">#انشاء_قاصدک</a><br /> <strong>قصه یاس را از پسرش بپرس </strong><br /> یکی از نعمت‌های که خداوند عزوجل به انسان ارزانی داشته فراموشیست. اگر فراموشی نبود مصیبت‌های که بر اثر گاه بلا گاه نکبت به انسان وارد می‌شد هر لحظه تازه می‌شد و صبر بر آن مشکل می‌شد. <br /> بعضی بی خردان و سودجویان برای نفع بردن از این خصلت انسان دست روی اعتقادات شیعه می‌گذارند و آنها را مرتد و بی دین می‌نامند. فقط به این دلیل که بر مصیبت‌های چند صد سال پیش معصوم‌"علیه‌السلام&#8221; اشک می‌ریزند و مویه می‌کنند.<br /> با ایرادی که به شیعه گرفته می‌شود شاید برای هر کسی این سؤال پیش بیاید که اگر فراموشی برای انسان است پس چرا مصیبت‌‌های معصومین‌"علیها‌السلام&#8221; هر سال از قبل تازه‌تر و جانگدازتر می‌شود؟ جواب این سؤال در آیه 6 سوره مبارکه اعلی نهفته است: <strong>سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسى: ما تو را به قرائت درست وامى‌داریم، پس فراموش نخواهى کرد</strong><strong>. </strong><br /> <br /> <br /> پیامبر"صلی‌الله‌علیه‌وآله&#8221; که هر چه دارد از وحى است، نگران فراموش کردن آن در آینده بود که خداوند به او وعده عدم فراموشى داد و به این صورت از خطر نسیان در امان ماند. معصوم‌"علیه‌السلام&#8221; چون ادامه رو راه پیامبر"صلی‌الله‌علیه‌وآله&#8221; می‌باشد این خصلت را از ایشان به ارث برده‌است.<br /> پس معصوم‌"علیه‌السلام&#8221; با فراموشی بیگانه است. برای همین است که مصیبت‌های معصوم‌"علیه‌السلام&#8221; هیچوقت کهنه نمی‌شوند و هر بار که از هر یک از مصیبت‌های این عزیزان سخن گفته می‌شود دل‌ محبینشان داغدار می‌شود گویی بیش از چند روز از وقوع مصیبت نمی‌گذرد. مثل مصیبت بانوی دو عالم حضرت‌فاطمه‌زهرا"علیهاالسلام"&#8230; <br /> <br /> در یکی از روزهای محرم بود که یکی دوستان کوثرنت مطلبی را نشر داد که برایم جای بسیار سؤال داشت. مطلب این بود:<br /> <strong>امام‌حسن"علیه‌السلام&#8221; در واقعه کوچه حضور نداشتند</strong><strong>. </strong><br /> در حالیکه ما بارها و بارها با شنیدن این مصیبت اشک ریختیم و دلمان به طپش افتاد. در همان روزها خواب عجیبی دیدم که گویی می‌خواست رد بر مطلب دوستمان چیزی را به من بفهماند در آن خواب دیدم:*(لطفا خواب را تعبیر نکنید)*<br /> <br /> با دوستانم به سفر کربلا رفته‌بودیم. از امروز شهر مقدس کربلا همه چیز محیاتر و ساخته‌تر بود. بین‌الحرمین از اینی که هست باصفاتر و ایمن‌تر بود. گویی دوستانم را گم کرده‌بودم. در پی آنها بودم که هوس کردم کمی استراحت کنم. کنار تختی نشستم بانویی با چهره‌ای آفتاب خورده در کنارم نشست با هم هم صحبت شدیم خاطرم نیست چه می‌گفت ولی در حین صحبتش 2 حلقه فیروزه در کف دستش نشاند و سمت من گرفت. گفت مال تو! حلقه‌ها بسیار زیبا بود. دلم می‌خواست بردارم ولی؛ خجالت کشیدم. اینبار اصرار کرد و من هر دو حلقه را برداشتم و تشکر کردم. بعد بی مقدمه گفت: می‌خواهی قصه مادر را برایت بگویم؟ با تعجب گفتم: بله! به پشت سرش نگاه کرد. دیواره‌های بقیع نقش بست و روی دیوار جمله‌ای نوشت. دقیقا یادم نیست چه نوشت ولی خاطرم هست که نام بانو را بر دیوار حک کرد.<br /> <br /> <br /> از خواب که بیدار شدم دغدغه ذهنم این بود آن خانم چه کسی بود؟ آن خواب چه تعبیری داشت؟ بعد از مدت‌ها که گذشت یادم به نوشته دوستمان افتاد که نوشته بود: امام‌حسن"علیه‌السلام در واقعه کوچه نبودند. تعبیرم این بود: شاید آن خانم می‌خواست به من بفهماند وقتی روضه خوان می‌گوید فضه به مولاعلی"علیه‌السلام&#8221; عرض کرد: همه را می‌توانم آرام کنم جز حسن"علیه‌السلام&#8221; یعنی خاطره کوچه لحظه‌ای از چشمان اما‌م حسن"علیه‌السلام&#8221; کنار نمی‌رفت. پس اگر در پی شنیدن داستان کوچه‌ای آن را از چشمان گریان امام‌حسن"علیه‌السلام&#8221; جویا شو.<br /> <strong>التماس دعای فرج </strong><br /> ‌</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/قصه-یاس-و-را-از-پسرش-بپرس">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/قصه-یاس-و-را-از-پسرش-بپرس#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=883118</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>داستان خروس و روباه</title>
			<link>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/داستان-خروس-و-روباه</link>
			<pubDate>13:05:00 +0330 یکشنبه، 6 بهمن 1398</pubDate>			<dc:creator>اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله</dc:creator>
			<category domain="main">بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!</category>			<guid isPermaLink="false">883115@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883115/1580029978photo_2020-01-26_01-12-41.jpg?mtime=1580031451&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p883115]&quot; id=&quot;link_55366&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;داستان خروس و روباه&quot; src=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883115/_evocache/1580029978photo_2020-01-26_01-12-41.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031451&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;219&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;#به_قلم_خودم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#انشاء_قاصدک&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;*داستان روباه و خروس*&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با دیدن عکس جناب ظریف که چشم بسته و دهان گشوده یادم به داستان روباه و خروس افتاد. روباه به خروس گفت: تو صدای زیبایی داری برایم بخوان!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روباه می‌دانست که خروس لحظه خواندن چشمانش را می‌بندد. خروس که فریب خورده بود چشم بست و دهان باز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چشم بستن خروس یک آن و آوازخوادنش آنی دیگر کار دستش داد. روباه جست و خروس را به دهان گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حکایت آقای ظریف هم همین است. چشمانش را بسته و دهان گشوده غافل از آنکه روبهان حیلت باز در انتظار طعمه‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای بابا تا کی قرار است کلاغ‌ها و خروس‌ها داستان تکراری روباه و کلاغ و روباه و خروس را بخوانند و باز داستان تکرار شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گویی داستان مذاکره پایان ندارد؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای جناب کر و کورشان چه بزنی چه برقصی تفاوتی ندارد،&lt;br /&gt; گویی این همان اسدالله اعلم زمان شاه است.&lt;br /&gt; کاش بداند آخر داستان به لعن گفتن به خودش ختم می‌شود.&lt;br /&gt; لعنت به چشمی که بی موقع بسته شود و به دهانی که بی موقع باز شود!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://payanqaibat.kowsarblog.ir/داستان-خروس-و-روباه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883115/1580029978photo_2020-01-26_01-12-41.jpg?mtime=1580031451" target="_blank" rel="lightbox[p883115]" id="link_55366"><img alt="داستان خروس و روباه" src="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/media/blogs/payanqaibat/quick-uploads/p883115/_evocache/1580029978photo_2020-01-26_01-12-41.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1580031451" width="320" height="219" class="loadimg" /></a></div></div><p>#به_قلم_خودم</p>
<p>#انشاء_قاصدک</p>
<p>*داستان روباه و خروس*</p>
<p>با دیدن عکس جناب ظریف که چشم بسته و دهان گشوده یادم به داستان روباه و خروس افتاد. روباه به خروس گفت: تو صدای زیبایی داری برایم بخوان!</p>
<p>روباه می‌دانست که خروس لحظه خواندن چشمانش را می‌بندد. خروس که فریب خورده بود چشم بست و دهان باز کرد.</p>
<p>چشم بستن خروس یک آن و آوازخوادنش آنی دیگر کار دستش داد. روباه جست و خروس را به دهان گرفت.</p>
<p>حکایت آقای ظریف هم همین است. چشمانش را بسته و دهان گشوده غافل از آنکه روبهان حیلت باز در انتظار طعمه‌اند.</p>
<p>ای بابا تا کی قرار است کلاغ‌ها و خروس‌ها داستان تکراری روباه و کلاغ و روباه و خروس را بخوانند و باز داستان تکرار شود؟</p>
<p>گویی داستان مذاکره پایان ندارد؟!</p>
<p>برای جناب کر و کورشان چه بزنی چه برقصی تفاوتی ندارد،<br /> گویی این همان اسدالله اعلم زمان شاه است.<br /> کاش بداند آخر داستان به لعن گفتن به خودش ختم می‌شود.<br /> لعنت به چشمی که بی موقع بسته شود و به دهانی که بی موقع باز شود!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://payanqaibat.kowsarblog.ir/داستان-خروس-و-روباه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/داستان-خروس-و-روباه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://payanqaibat.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=883115</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
