اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله

شهادت رازی دارد که فقط خدا می داند
  • خانه 

داستان خروس و روباه

06 بهمن 1398 توسط اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله
داستان خروس و روباه

#به_قلم_خودم

#انشاء_قاصدک

*داستان روباه و خروس*

با دیدن عکس جناب ظریف که چشم بسته و دهان گشوده یادم به داستان روباه و خروس افتاد. روباه به خروس گفت: تو صدای زیبایی داری برایم بخوان!

روباه می‌دانست که خروس لحظه خواندن چشمانش را می‌بندد. خروس که فریب خورده بود چشم بست و دهان باز کرد.

چشم بستن خروس یک آن و آوازخوادنش آنی دیگر کار دستش داد. روباه جست و خروس را به دهان گرفت.

حکایت آقای ظریف هم همین است. چشمانش را بسته و دهان گشوده غافل از آنکه روبهان حیلت باز در انتظار طعمه‌اند.

ای بابا تا کی قرار است کلاغ‌ها و خروس‌ها داستان تکراری روباه و کلاغ و روباه و خروس را بخوانند و باز داستان تکرار شود؟

گویی داستان مذاکره پایان ندارد؟!

برای جناب کر و کورشان چه بزنی چه برقصی تفاوتی ندارد،
گویی این همان اسدالله اعلم زمان شاه است.
کاش بداند آخر داستان به لعن گفتن به خودش ختم می‌شود.
لعنت به چشمی که بی موقع بسته شود و به دهانی که بی موقع باز شود!

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا! لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اندکی صبر فرج نزدیک است ان شاء الله

انتشار: اندکی صبر فرج نزدیک است اللهم عجل لولیک الفرج ان شاء الله

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بانگ هل من ناصر ینصرنی مولا!
  • روزی که امام خواهد آمد
  • روضه علی اصغر"ع"
  • شیعه یعنی سلمان فارسی رحمة الله علیه
  • عَلَم عَلَم این یکی را بگیر قلم

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس